حکمرانی فضای مجازی

,
حکمرانی فضای مجازی

فضای سایبری یا آنچه که به عنوان فضای مجازی نیز شناخته می‌شود به محیط دیجیتال جهانی و به‌هم‌پیوسته‌ای اشاره دارد که توسط شبکه‌های کامپیوتری، اینترنت و فناوری‌های مرتبط تشکیل شده است، جایی که داده‌ها ذخیره، پردازش و مبادله می‌شوند. این اصطلاح که در دهه 1980 ابداع شد، نه تنها شامل وب جهان‌گستر (WWW) – زیرمجموعه‌ای از منابع پیوندیافته – بلکه شامل زیرساخت وسیع‌تری از سرورها، کابل‌ها، پروتکل‌ها و دستگاه‌هایی است که ارتباط را ممکن می‌سازند. از نظر علمی، فضای سایبری را می‌توان به عنوان یک سیستم شبکه‌ای پیچیده تحت کنترل پروتکل‌های استاندارد مانند TCP/IP در نظر گرفت که انتقال داده‌ها را در سراسر گره‌های غیرمتمرکز تضمین می‌کنند و از طریق مسیریابی پویا، امکان تاب‌آوری در برابر خرابی‌ها را فراهم می‌کنند.

البته تعریف فوق، تعریفی مقبول از زمان پدیدار شدن فضای مجازی و بر مفهومی فناورانه از این پدیده استوار است؛ اما دیگر امروزه تعریف فضای مجازی با تاکید صرف بر مفهوم فنی، کافی و مطلوب نیست؛ زیرا فضای سایبر به محیطی فرهنگی، ارتباطی و اقتصادی تبدیل شده است که در آن روابط انسانی، اجتماعات، هویت‌ها و اعمال قدرت‌ها شکل می‌گیرند. اندیشمندانی مانند «مورنینگ استار» و «فارمر» تاکید کرده‌اند که فضای سایبری نه تنها یک فناوری بلکه بستری برای تعاملات اجتماعی و شکل‌گیری اجتماعات آنلاین است. این فضا به کاربران امکان می‌دهد که ارتباط برقرار کرده، هنجار بسازند و فرهنگ دیجیتال خود را توسعه دهند. در نتیجه فضای سایبری یک محیط ترکیبی و پیچیده از بعد مادی و فنی و بعد انسانی و اجتماعی است و از همین حیث ضرورت حکمرانی بر آن دو چندان می‌شود.

مفهوم حکمرانی فضای مجازی

ادبیات مربوط به حکمرانی از دهه 1980 به طور تصاعدی از بطن علوم سیاسی رواج یافته است. مبانی نظری حکمرانی به اندازه اشکال مختلف حکمرانی متنوع است و پیامدهایی مانند تصرف از طریق نفوذ سیاسی، عدم تقارن اطلاعات و سوگیری‌های شناختی و … به طور گسترده در ادبیات حکمرانی مورد بحث قرار گرفته است. از منظر لغوی در فرهنگ لغت امريكايي «هريتيج» واژه «حكمرانی» به عنوان «فعاليت، شيوه عمل يا قدرت حكمراندن؛ دولت» معنا شده است. در فرهنگ لغت انگليسی آكسفورد، حكمرانی «فعاليت يا روش حكمراندن، اعمال كنترل يا قدرت بـر فعاليت‌های زيردستان؛ نظامی از قوانين و مقررات» تعريف شده است.

اما از منظر مفهومی، حکمرانی بر مشارکت با همه ذی‌نفعان به منظور توانمندسازی آن‌ها و دسترسی برابر به فرآیندهای توسعه و تصمیم‌گیری در مسائل عمومی تاکید دارد. در واقع حکمرانی، به طور کلی، شامل اعمال اقتدار از طریق قوانین، فرآیندها و نهادها توسط بازیگران موجود برای مدیریت منابع و رفتارها برای تامین خیر عمومی است. به زبان ساده‌تر، حکمرانی بخشی از حکومت است که در مورد چگونگی تعامل دولت‌ها و دیگر سازمان‌های اجتماعی، چگونگی ارتباط آن‌ها با شهروندان و چگونگی تصمیم‌گیری در یک دنیای پیچیده بحث می‌کند.

در زمینه فضای مجازی، حکمرانی، این مفاهیم را با یک قلمرو مجازی بدون مرز تطبیق می‌دهد و بر حفظ ثبات، امنیت و باز بودن تمرکز دارد. برخلاف حکمرانی سنتی سرزمینی که به کشورهای مستقل با سلسله مراتب مشخص متکی است، حکمرانی فضای مجازی چندمرکزی است، به این معنی که قدرت بین بازیگران متعدد بدون یک مرجع مرکزی واحد توزیع می‌شود. این امر به این دلیل است که معماری توزیع‌شده فضای مجازی – که ریشه در خاستگاه آن، یعنی ARPANET ایالات متحده در دهه 1960 دارد – مرزهای ملی را به چالش می‌کشد و داده‌ها به طور آنی در سراسر جهان جریان می‌یابند. در واقع حکمرانی فضای مجازی فرایندی است که به موجب آن دولت، جوامع، سازمان‌ها و به طور کلی ذی‌نفعان در روند کنش‌های خود، برای اتخاذ تصمیمات مرتبط به حوزه سایبری، با یکدیگر تعامل می‌نمایند.

بیشتر بخوانید: حاکمیت یا حکمرانی سایبری

رابطه اساسی بین حکمرانی و فضای مجازی، وابستگی متقابل است. فضای مجازی فرصت‌های عظیمی برای رشد اقتصادی، تعامل اجتماعی و نوآوری فراهم می‌کند، اما خطراتی مانند جرایم سایبری، نقض داده‌ها و اطلاعات نادرست را نیز تقویت می‌کند. حکمرانی برای کاهش این تهدیدات و در عین حال تقویت مزایا، وارد عمل می‌شود و تضمین می‌کند که فضای دیجیتال همچنان یک بستر قابل اعتماد برای سیستم‌های اجتماعی-اقتصادی جهانی باقی بماند. به عنوان مثال، بدون حکمرانی، آسیب‌پذیری در پروتکل‌ها یا زیرساخت‌های کلان یک کشور می‌تواند منجر به اختلالات گسترده شود، همان طور که در حملات انکار سرویس توزیع‌شده (DDoS) که شبکه‌ها را تحت الشعاع قرار می‌دهند، مشاهده می‌شود.

حکمرانی موثر، «بهداشت سایبری (Cyber Hygiene)» – شیوه‌های ساده‌ای مانند به‌روزرسانی منظم نرم‌افزار – را برای کاهش چنین خطراتی ترویج می‌دهد و از اصول حکمرانی بخش امنیتی (Security Sector Governance-SSG) که بر اثربخشی، پاسخگویی و احترام به حقوق بشر تاکید دارد، الهام می‌گیرد. این رابطه از مدیریت فنی در دهه ۱۹۸۰ (مثلا از طریق کارگروه مهندسی اینترنت یا IETF برای استانداردهای پروتکل) به چارچوب‌های اجتماعی و سیاسی گسترده‌تر پس از سال ۲۰۰۰ تکامل یافته و فضای مجازی را به عنوان بخش جدایی‌ناپذیر امنیت ملی و انسانی به رسمیت می‌شناسد.

این تعامل در هسته خود، عملکرد فضای مجازی را به عنوان یک کالای عمومی تضمین می‌کند. دولت‌ها چارچوب‌های قانونی را فراهم و شرکت‌های خصوصی زیرساخت‌ها را مدیریت می‌کنند و جامعه مدنی از حقوق بشر دفاع می‌نماید و در نتیجه یک اکوسیستم متعادل ایجاد می‌شود. کار گروه حکمرانی اینترنت سازمان ملل متحد (WGIG) در سال ۲۰۰۵ با تعریف حکمرانی به عنوان اصول مشترکی که تکامل اینترنت را شکل می‌دهند، این موضوع را رسمیت بخشید و بر چگونگی سازگاری حکمرانی با تغییرات سریع فضای مجازی، مانند ظهور اینترنت اشیا (IoT)، که دستگاه‌های روزمره را به هم متصل می‌کند و سطوح آسیب‌پذیری را گسترش می‌دهد، تاکید کرد.

اصول حکمرانی فضای مجازی

در سال‌های پایانی قرن بیستم، نهادهای وابسته به سازمان ملل متحد، چارچوبی از شیوه‌های مطلوب حکمرانی، با رویکردی نوین تحت عنوان «حکمرانی خوب» بنا نهادند. هدف یافتن پاسخی نو برای دستیابی به سیاست‌ها و راهبردهای مطلوب بوده است و امروزه اکثر کشورها جهت‌گیری و ارزیابی سیاست‌های خود را با شاخص‌های کلیدی حکمرانی خوب سنجش می‌نمایند. اما حکمرانی خوب در فضای مجازی توسط اصول اساسی اقتباس شده از هنجارهای گسترده‌تر امنیتی و دموکراتیک هدایت می‌شود که بر هفت اصلِ مسئولیت‌پذیری، شفافیت، حاکمیت قانون، مشارکت فراگیر، پاسخگویی، اثربخشی و کارایی استوار است.

مسئولیت‌پذیری تضمین می‌کند که بازیگران اقدامات خود را تصدیق و توجیه کنند و به مشکل دست‌های متعدد (The Problem of Many Hands) بپردازند که در آن مشارکت‌کنندگان متنوع، مسئولیت را در شبکه‌های پیچیده پنهان می‌کنند. شفافیت شامل اشتراک‌گذاری آزاد اطلاعات برای ایجاد اعتماد است، مانند افشای اجباری نقض که کاربران را از خطرات آگاه می‌کند. حاکمیت قانون استانداردهای بین‌المللی حقوق بشر را به صورت آنلاین اعمال می‌کند و تایید می‌کند که حمایت‌ها (به‌عنوان‌مثال، حریم خصوصی تحت اعلامیه جهانی حقوق بشر) طبق قطعنامه‌های سازمان ملل به فضاهای دیجیتال نیز گسترش می‌یابد.

شاید مهمترین وجه‌ی حکمرانی خوب، باز و دموکراتیک بودن و مشارکت تمام ذی‌نفعان است، مشارکت فراگیر، همکاری چندجانبه ذی‌نفعان را ارتقا می‌دهد و تضمین می‌کند که تصمیمات منعکس‌کننده نظرات و نیازهای متنوع هستند، در حالی که پاسخگویی، کیفیت واکنش سریع و مثبت (به عنوان مثال اقدامات را متناسب با تهدیدات در حال تحول مانند حملات مبتنی بر هوش مصنوعی) را تنظیم می‌کند. کارایی در مورد کاهش هزینه‌ها و منابع مورد نیاز برای اجرای تاکتیک‌ها و اثربخشی در مورد دستیابی به اهداف استراتژیک، که با چشم‌انداز سیاست همسو هستند و درآمد بیشتری را به همراه دارند بحث می‌کند.

به طور کلی دو مولفه اثربخشی و کارایی بر استانداردهای حرفه‌ای و بهینه‌سازی منابع با ابعاد اقتصادی و امنیتی تمرکز دارند. به عنوان مثال، تعریف و طراحی چارچوب کلانِ مدل کسب‌وکارها بر بستر پلتفرم‌های آنلاین از جمله مواردی است که حکمرانی باید به تحقق و صیانت از این دو اصل توجه نماید. مثالی دیگر تیم‌های واکنش به حوادث امنیت رایانه (CSIRT) که حوادث را از طریق مدل‌سازی تهدید – تجزیه و تحلیل ابعاد حمله بالقوه بر اساس احتمال و تاثیر – به صورت علمی شناسایی و کاهش می‌دهند، امروزه یکی از پرکاربردترین رویکردهای تحقق این اصول هستند. این اصول از چارچوب‌هایی مانند راهنمای مرکز ژنو برای مدیریت بخش امنیت گرفته شده‌اند که امنیت سایبری را به شیوه‌های فراگیر و محترمانه حقوق مرتبط می‌کند.

اصول حکمرانی خوب

بنابر تعاریف و اصول بنیادینی که تا کنون شرح داده شده، همان طور که در شکل (1) ترسیم شده است حکمرانی خوب بر فضای مجازی، چارچوبی از قوانین، فرآیندها، راهبردها و نهادهایی است که بر اساس اصول هفتگانه مذکور با مشارکت تمام بازیگران موجود برای تصمیم‌گیری کلان در حوزه فضای مجازی پشتیبانی می‌شود.

مدل‌های کلیدی حکمرانی فضای مجازی

مدل‌های حکمرانی فضای مجازی در درجه اول از رویکرد چندذی‌نفعی پیروی می‌کنند، که در تضاد با مدل‌های دولت‌محور حاکمیت سایبری (cyber-sovereignty) است که کنترل ملی را در اولویت قرار می‌دهند. مدل چندذی‌نفعی که توسط اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی (WSIS) در سال ۲۰۰۵ تایید شد، شامل دولت‌ها، بخش خصوصی، جامعه مدنی، دانشگاه‌ها و کارشناسان فنی است که در انجمن‌هایی مانند انجمن حکمرانی اینترنت (IGF) همکاری می‌کنند. این مدل غیرمتمرکز با بهره‌گیری از تخصص نهادهایی مانند ICANN (مدیریت نام‌های دامنه و آدرس‌های IP) و IETF (توسعه پروتکل‌ها) نوآوری را تقویت می‌کند و قابلیت همکاری جهانی را بدون چندپارگی تضمین می‌کند.

در مقابل، مدل‌های حاکمیت سایبری که توسط برخی کشورها اتخاذ شده‌اند، بر محلی‌سازی داده‌ها و نظارت دولتی برای محافظت از حاکمیت تاکید دارند، اما آن‌ها خطر بالکانیزه کردن اینترنت – ایجاد شبکه‌های ملی منزوی که مانع جریان داده‌های جهانی می‌شوند – را به همراه دارند. مدل‌های ترکیبی و تلفیقی، همانطور که در مقررات عمومی حفاظت از داده‌ها (GDPR) اتحادیه اروپا دیده می‌شود، این موارد را با هم ترکیب می‌کنند.

این مقررات استانداردهای حریم خصوصی را به صورت فراسرزمینی اعمال می‌کند و در عین حال همکاری بین‌المللی را تشویق می‌کند. از نظر علمی، این مدل‌ها را می‌توان از طریق نظریه انتقال قدرت ارزیابی کرد که چگونه سلسله مراتب در فضای مجازی (به عنوان مثال، تسلط ایالات متحده در سرورهای پایه) به سمت ساختارهای چندقطبی تغییر می‌کند. به طور کلی، مدل چندذی‌نفعی به دلیل انعطاف‌پذیری و سازگاری‌اش مورد قبول عموم کشورها است و همان طور که در روند انتقال وظایف از نظارت ایالات متحده به کنترل جهانی در سال ۲۰۱۶ مشهود می‌باشد این مدل مشروعیت را افزایش می‌دهد.

بیشتر بخوانید: حکمرانی سایبری و چالش بازتعریف حاکمیت در عصر دیجیتال

ابعاد حکمرانی فضای مجازی

حکمرانی فضای مجازی شامل چندین بُعد به هم پیوسته است که هر کدام به جنبه‌های خاصی از اکوسیستم دیجیتال می‌پردازند.

بعد فنی

بعد فنی بر زیرساخت‌ها و استانداردهای زیربنایی که تضمین‌کننده تعامل و پایداری اینترنت است، تمرکز دارد. این بعد شامل مدیریت پروتکل‌ها، نام‌های دامنه و تخصیص IP برای تضمین اتصال یکپارچه است. در سطح جهانی نهادهای فنی مانند IETF و ICANN نقش حیاتی در شکل دهی مسائل فنی دارند. به عنوان مثال، ICANN سیستم‌های نام دامنه (DNS) را هماهنگ می‌کند، آدرس‌های قابل خواندن توسط انسان را به IPهای قابل خواندن توسط ماشین تبدیل می‌کند و از طریق فرایندهای حل سلسله مراتبی از چالش‌ها جلوگیری می‌کند. چالش‌های موجود در اینجا شامل آسیب‌پذیری در دستگاه‌های اینترنت اشیا است که از طریق استانداردهایی مانند کد امنیتی داوطلبانه برای تولیدکنندگان برطرف می‌شود.

بعد قانونی

بعد قانونی شامل چگونگی اعمال چارچوب‌های حقوقی ملی، فراملی و بین‌المللی بر فعالیت‌های سایبری است. این بعد به پرسش مهمی در مورد پیوند و کاربرد جنگ، حاکمیت، حقوق بشر، حریم خصوصی، حقوق جزا و… در فضای مجازی و چگونگی تدوین مقررات دراین حوزه‌ها و به ویژه تهدیدات نوظهور می‌پردازد. به عنوان مثال کنوانسیون بوداپست در مورد جرایم سایبری (2001)، که توسط بیش از 60 کشور تصویب شده است، هک را جرم می‌داند و همکاری فرامرزی را از طریق کمک‌های حقوقی متقابل امکان‌پذیر می‌کند. این امر تناسب – پاسخ‌ها باید ضروری و حداقل باشند – را برای محافظت از حقوقی مانند آزادی بیان تضمین می‌نماید. همچنین چارچوب‌های منطقه‌ای، مانند کنوانسیون مالابو آفریقا، قوانین را برای مبارزه با تهدیدات فراملی هماهنگ می‌کنند.

بعد سیاسی

بعد سیاسی شامل تعاملات و حاکمیت دولت‌ها است. این بعد بر فضای سایبری، به عنوان حوزه‌ای برای نمایش قدرت و ایجاد هنجارها و چارچوب‌های لازم برای رفتار مسئولانه ذی‌نفعان دولتی و غیردولتی تاکید دارد. به عنوان مثال در سطح بین‌المللی، گروه کارشناسان دولتی سازمان ملل (GGE) معیارهای جهانی در حوزه‌های مختلف از جمله زیرساخت‌های حیاتی تعیین می‌کند. از حیث چارچوب‌گذاری حقوقی، بعد سیاسی با بعد قانونی ارتباط نزدیک پیدا می‌کند ولی باید در نظر گرفت که مسائل و چالش‌های سیاسی فضای مجازی مانند گسترش اطلاعات نادرست و اخبار جعلی، ایجاد تنش‌های قومی و نژادی، دخالت در انتخابات و… بسیار فراتر از چارچوب‌های قانونی است.

بعد اقتصادی

بعد اقتصادی، ارتباط و تاثیر حکمرانی بر اقتصاد دیجیتال، تجارت آنلاین و نوآوری را بررسی می‌کند. این بعد به مسائلی مانند مالکیت معنوی از طریق سازمان جهانی مالکیت معنوی (WIPO)، مقررات تجارت الکترونیک و رقابت عادلانه می‌پردازد و در عین حال از جاسوسی اقتصادی محافظت می‌کند. همچنین همانطور که استراتژی‌های APEC بر تجارت امن، تاکید ویژه دارد، حکمرانی در این بعد منجر به کارایی و اثربخشی می‌شود.

بعد اجتماعی

بعد اجتماعی بر حقوق بشر و همه‌شمول (یعنی فراهم کردن مشارکت گسترده ذی‌نفعان، حفاظت از آزادی‌ها و اطمنیان از پشتیبانی فناوری از رفاه عمومی) تاکید دارد. حکمرانی این حوزه از طریق ابتکاراتی (مانند جنبش عدم نفرت‌پراکنی شورای اروپا)، با اعمال آستانه‌هایی برای حذف محتوا، در برابر، اطلاعات نادرست، قلدری سایبری و نفرت‌پراکنی از محیط آنلاین و فضای مجازی محافظت می‌کند. همچنین ضمن تنظیم‌گری محتوا، حکمرانی اجتماعی، آگاهی را افزایش می‌دهد، مانند کمپین‌هایی که بهداشت سایبری را به گروه‌های آسیب‌پذیر آموزش می‌دهند و دسترسی عادلانه را تضمین می‌کنند.

بعد نظامی

کشورها امروزه برای برتری نظامی خود با ترکیب عملیات‌های زیرساختی، روانی، شناختی و فیزیکی، از فضای مجازی بهره‌برداری بسیاری می‌کنند، ایجاد و توسعه ارتش‌های سایبری در جهان گواهی این موضوع است. در نهایت باید تاکید کرد که این ابعاد با هم تلاقی دارند؛ برای مثال، یک آسیب‌پذیری فنی ممکن است واکنش‌های قانونی و سیاسی را برانگیزد، که نشان‌دهنده نیازهای جامع حکمرانی فضای مجازی است.

حکمرانی سایبری فراتر از ابعاد فنی

چالش‌ها و مسیر آینده حکمرانی سایبری

برای هر بعد فضای سایبری می‌توان چالش‌های اختصاصی و دائما در حال تغییری برشمرد؛ اما به طور کلی، حکمرانی فضای سایبری با چالش‌های کلان و قابل توجهی روبه‌رو است. چشم‌انداز پویای تهدید – که با فناوری‌هایی مانند هوش مصنوعی و فناوری کوانتومی در حال تکامل است – از مقررات پیشی می‌گیرد و منجر به چندپارگی نظارتی در قلمروهای قدرت می‌شود. مشکلات انتساب، که در آن ردیابی حملات به دلیل ابزارهای ناشناس دشوار است، مسائل پاسخگویی را در محیط‌های چندذی‌نفعی تشدید می‌کند. ترکیبی بودن نهادی و فراوانی حوزه‌های موضوعی باعث سردرگمی می‌شود و همپوشانی انجمن‌ها، اثربخشی را کاهش می‌دهد.

علاوه بر این، همانطور که در گزارش‌های مربوط به قطعی‌های اینترنتی که ۵۴ کشور را در سال ۲۰۲۴ تحت تاثیر قرار داده است، اشاره شده است، نابرابری‌ها در تاب‌آوری سایبری بین کشورها، نابرابری‌های جهانی را به شدت گسترش می‌دهد و شکاف دیجیتال را به شکل چشم‌گیری افزایش می‌دهد. آخرین گزارش مجمع جهانی اقتصاد (WEF) در ژانویه 2025، بر پیچیدگی فزاینده چشم‌انداز حکمرانی سایبری تاکید می‌کند که پیامدهای عمیق و گسترده‌ای برای سازمان‌ها و ملت‌ها دارد. این پیچیدگی ناشی از موارد زیر است:

  • تشدید تنش‌های ژئوپلیتیکی و ایجاد محیطی نامطمئن‌تر؛
  • افزایش ریسک ناشی ادغام و وابستگی به زنجیره‌های تأمین؛
  • پذیرش سریع فناوری‌های نوظهور؛
  • بار انطباقی مقررات؛
  • افزایش شدید شکاف مهارتی.

پیچیدگی‌های مذکور علامتی بر ایجاد چالش‌های نوظهور در آینده‌ی فضای مجازی است؛ بنابراین مسیر آینده شامل تقویت حکمرانی چندذی‌نفعی و جهت‌گیری شبکه‌ای مانند ائتلاف‌های پویا برای پاسخگویی خاص در قبال هر موضوع است. هماهنگ‌سازی قوانین از طریق ابتکاراتی مانند فراخوان پاریس (۲۰۱۸) و سرمایه‌گذاری در ظرفیت‌سازی (به عنوان مثال، آموزش CSIRTها) می‌تواند تاب‌آوری را افزایش دهد. تاکید بر حکمرانی اخلاقی و مشارکت فراگیر می‌تواند به تهدیدات نوظهور حاصل از فنهاوری‌های نوین رسیدگی کند و تضمین کند که فضای مجازی باز و امن باقی می‌ماند.

نویسندگان: پویا ذکری، تورج اکبری