مقدمه‌ای بر سیاست‌گذاری علم و فناوری

,
مقدمه‌ای بر سیاست‌گذاری علم و فناوری

امروزه علم و فناوری موتور محرک پیشرفت کشورها است. از توسعه صنعت تا بهبود کیفیت زندگی، از افزایش قدرت اقتصادی تا حل مشکلات اجتماعی، همه‎وهمه به توانایی یک کشور در خلق و استفاده از دانش و فناوری وابسته‌اند. اما سؤال اصلی این است: چگونه این مسیر هدایت می‌شود؟

پاسخ در سیاست‌گذاری علم، فناوری و نوآوری نهفته است؛ یعنی مجموعه تصمیم‌ها، برنامه‌ها و راهبردهایی که تعیین می‌کند یک کشور چه فناوری‌هایی را توسعه دهد، چگونه از آن‌ها استفاده کند و چه مسیری را برای آینده خود انتخاب نماید.

بازار به تنهایی نمی‌تواند نوآوری را هدایت کند. بعضی فناوری‌ها نیازمند سرمایه‌گذاری بلندمدت‌اند، برخی نیازمند نهادسازی و برخی ممکن است اثرات اجتماعی و اخلاقی داشته باشند. اینجاست که نقش دولت و نهادهای عمومی پررنگ می‌شود. سیاست‌گذاری فناوری کمک می‌کند:

  • مسیر توسعه مشخص شود،
  • منابع هوشمندانه تخصیص یابد،
  • تعامل میان دانشگاه، صنعت و دولت شکل گیرد،
  • از شکل‌گیری شکاف فناورانه با کشورهای پیشرفته جلوگیری شود.

به بیان ساده‌تر: سیاست‌گذاری، آینده فناوری کشور را می‌سازد.

از ایده تا نوآوری؛ چگونه یک کشور اکوسیستم نوآوری می‌سازد؟

برای اینکه یک کشور بتواند به فناوری دست پیدا کند، تنها داشتن پژوهش کافی نیست. ایده باید تبدیل به محصول شود. این فرآیند نیازمند یک اکوسیستم پویای نوآوری با مشارکت حداکثری تمامی بازیگران است؛ شبکه‌ای از بازیگران:

بازیگرنقش
دانشگاه‌هاتولید دانش و نیروی متخصص
شرکت‌ها و صنایعتبدیل دانش به محصول
دولتسیاست‌گذاری و حمایت
سرمایه‌گذاران و شتاب‌دهنده‌هاتأمین سرمایه و ریسک‌پذیری
جامعه و بازارپذیرش و استفاده از نوآوری

وقتی این اجزا به خوبی با هم تعامل داشته باشند، نوآوری رخ می‌دهد. اما اگر بین آن‌ها فاصله باشد:

  • پژوهش‌ها در کتابخانه می‌مانند،
  • شرکت‌ها درگیر هزینه‌های بالا و ریسک زیاد می‌شوند،
  • و مردم از منافع علم و فناوری بی‌نصیب می‌مانند.

سیاست‌گذاری خوب، هنر اتصال این نقاط است.

مثال ملموس

اگر دانشگاه‌ها دانش تولید کنند، ولی صنعت نتواند آن را به محصول تبدیل کند، نتیجه می‌شود اختراعات بدون استفاده.

اگر صنعت بخواهد نوسازی کند، ولی نیروی متخصص تربیت نشده باشد، نتیجه می‌شود وابستگی خارجی.

روش‌های سیاست‌گذاری؛ از دستور تا همکاری

کشورها در سیاست‌گذاری فناوری از مدل‌های گوناگونی استفاده می‌کنند:

روشتوضیحمزایاچالش‌ها
بالا به پاییندولت تصمیم می‌گیرد و ابلاغ می‌کندسرعت بالااحتمال فاصله از نیاز واقعی جامعه
پایین به بالاپیشنهادها از جامعه و ذی‌نفعان شکل می‌گیردپذیرش و مشروعیت اجتماعیزمان‌بر و پیچیده
شبکه‌ای (مشارکتی)دولت، صنعت، دانشگاه و جامعه همراه تصمیم می‌گیرندشفافیت و هم‌افزایینیازمند ساختار هماهنگی قوی

روند جهانی امروز نشان می‌دهد مدل مشارکتی بهترین نتیجه را دارد؛ زیرا فناوری و مسائل جامعه پیچیده شده و هیچ نهادی به تنهایی پاسخگو نیست.

سیاست‌گذاری مشارکتی؛ وقتی مردم و متخصصان هم‌صدا می‌شوند

در دنیای پرشتاب امروز، تصمیم‌گیری درباره آینده علم، فناوری و جامعه نمی‌تواند تنها در اتاق‌های بسته و توسط گروهی محدود از مدیران و کارشناسان انجام شود. مسائل امروز پیچیده‌اند؛ از انرژی و محیط‌زیست گرفته تا تحول دیجیتال و فناوری‌های نوظهور، هر تصمیم می‌تواند میلیون‌ها نفر را تحت تأثیر قرار دهد. به همین دلیل، سیاست‌گذاری نیازمند گفت‌وگو، شنیدن صداهای مختلف و ترکیب بینش‌های متنوع است. اینجاست که سیاست‌گذاری مشارکتی معنا پیدا می‌کند؛ رویکردی که در آن مردم، متخصصان، جامعه مدنی، صنعت، دانشگاه و دولت در کنار هم به طراحی آینده می‌پردازند، نه در برابر یکدیگر.

سیاست‌گذاری مشارکتی، بیشتر یک رویکرد است تا یک ابزار. هدف اصلی آن، فراهم کردن سازوکاری است که در آن ذی‌نفعان بتوانند نقش واقعی در شکل دادن به سیاست‌ها داشته باشند. این مشارکت می‌تواند از سطح مشورت و تبادل نظر آغاز شود و تا توانمندسازی و انتقال بخشی از تصمیم‌گیری‌ها به جامعه پیش رود. به‌عبارت دیگر، مشارکت تنها «شنیدن نظرها» نیست؛ سهیم کردن افراد در طراحی، تصمیم‌سازی و اجرای سیاست‌ها است.

اما برای آن‌که چنین مشارکتی واقعی و نه صرفاً تشریفاتی باشد، نیازمند سازمان‌دهی دقیق و هوشمندانه است. نخستین گام، نقشه‌برداری از ذی‌نفعان است: اینکه چه کسانی از سیاست‌ها تأثیر می‌گیرند و چه کسانی می‌توانند بر آن تأثیر بگذارند. این نقشه به ما کمک می‌کند بفهمیم کدام گروه‌ها باید مستقیماً در فرایند وارد شوند، کدام‌ها نیازمند اطلاع‌رسانی‌اند و با کدام‌ها باید گفت‌وگو و مدیریت رابطه انجام شود. این تحلیل از طریق ابزارهایی مانند ماتریس تأثیر-علاقه انجام می‌شود و راه را برای مشارکت هدفمند باز می‌کند.

الزامات سیاست‌گذاری مشارکتی

قواعد و چارچوب مشارکت باید شفاف باشد. همه باید بدانند چگونه نظر آن‌ها شنیده می‌شود، چگونه ثبت می‌شود و چگونه در تصمیم نهایی منعکس می‌گردد. اگر این شفافیت برقرار نباشد، مشارکت به‌ جای ایجاد اعتماد، می‌تواند انتظارات برآورده‌نشده، ناامیدی یا حتی تنش اجتماعی ایجاد کند. بنابراین، مشارکت مؤثر نیازمند ساختار، صداقت و پاسخ‌گویی است.

سیاست‌گذاری مشارکتی تنها یک روش دموکراتیک‌تر نیست؛ بلکه به تصمیم‌های بهتر نیز منجر می‌شود. ترکیب دانش تخصصی و تجربه جامعه، کیفیت سیاست‌ها را افزایش می‌دهد، نوآوری‌های خلاقانه‌ای را ممکن می‌سازد و مشروعیت و پذیرش اجتماعی سیاست‌ها را بالا می‌برد. این رویکرد همچنین باعث شکل‌گیری سرمایه اجتماعی و یادگیری جمعی می‌شود؛ یعنی همان چیزی که یک کشور را در برابر بحران‌ها تاب‌آور می‌کند.

در نهایت؛ در سیاست‌گذاری مشارکتی، تصمیم‌گیری به جای یک گروه محدود با حضور مجموعه‌ای گسترده از ذی‌نفعان انجام می‌شود:

  • متخصصان می‌گویند چه چیزی ممکن است،
  • مردم می‌گویند چه چیزی مطلوب است،
  • سیاست‌گذار میان «امکان» و «نیاز» پل می‌سازد.

استفاده از سیاست‌گذاری مشارکتی برای ترسیم مسیر پیش روی فناوری در کشور باعث می‌شود:

  • تصمیم‌ها واقع‌بینانه شوند،
  • سیاست‌ها پذیرش عمومی پیدا کنند،
  • و اجرای طرح‌ها با مقاومت اجتماعی مواجه نشود.

سیاست‌گذاری مشارکتی یک روش پذیرفته شده در جهان است و نمونه‌های موفقی همچون استونی برای مشارکت دیجیتال شهروندان؛ نروژ به منظور تدوین سیاست‌های زیست‌محیطی مشارکتی؛ برزیل برای بودجه‌ریزی مشارکتی با نظر مردم و صدها نمونه دیگر برای آن وجود دارد.

بیشتر بخوانید: راهبرد ملی هویت‌‏های قابل‌اعتماد در فضای سایبر

چگونه سیاست فناوری را اجرا و ارزیابی کنیم؟

یک سیاست خوب زمانی ارزشمند است که در عمل اجرا شود. مراحل موفقیت در اجرای سیاست‌گذاری فناوری در شکل زیر ارائه شده است.

مراحل سیاست‌گذاری فناوری

ارزیابی باید مستمر باشد، نه فقط در پایان کار. این ارزیابی کمک می‌کند تا اشتباهات زود تشخیص داده شوند، فعالیت‌های بی‌اثر حذف شوند و تجربه‌ها برای سیاست‌های آینده ذخیره شود. سیاست‌گذاری علم و فناوری یک فرآیند پویا و یادگیرنده است. هر سیاست باید مرتب بازنگری شود تا با تغییرات جهان هماهنگ بماند.

نویسنده: فائزه علیزاده